۰

مقاله ای درباره دره رود سیاهمزگی

ییلاقات

راه و ییلاق آرنَـنـگا

محمد حسین شمسایی

"آرننگـا" نام پهنۀ ییلاقی بزرگی در جنوب غرب شهرستان شفت و سیاهمزگی و شمال آب بر طارم است که چندین پارچه آبادی ییلاقی را در خود جای داده است؛ آبادی هایی چون آفیر، آفیرَه سر، شلمَه جار، تُئویَه لُئوم، پاشتون، سَرَندول، پِشتی سر، لُئوت، سایَه چال، خونی و یال(بند) مرزی گیلان و زنجان. این آبادی ها - در گذشته ای نه چندان دور – ییلاق و مرتع مردمانی از روستاهای احمد سرگوراب، گنجار، خَرفَه کول، نصیرمحله، شالما، لپندون و علی سرای سیاهمزگی بوده اند. با گذر از این رودخانه، آرام آرام راه بالا رفتن از کوهی بلند آغاز می شود که دامنه های آن از دو سو کشیده شده؛ که یک سوی آن از "بزَه بَرَه " در یال (بند) مرزی گیلان و زنجان آغاز می شود و از درۀ " مینجانی" به " بَرزَه لئاشون" و "مِدی گورا" و سپس به " گِنبوئَه رو" می ریزد و به رودخانۀ بزرگ سیاهمزگی می پیوندد و سویۀ دیگر آن از فرو رفتگی پایین "دینارَه بند" آغاز می شود و از جنوب آفیرَه سر به شرق آن پایین می رود و به " کَلَماسُونَه ربار" می رسد که سرچشمۀ رودخانۀ بزرگ سیاهمزگی است و از آنجا به شمال شرق روانه می شود تا در " گِنبوئَه رو" به رودخانۀ آن می پیوندد و با هم رودخانۀ سیاهمزگی را می سازند. چندی پس از گذشتن از گِنبوئَه رو، دو راهی بزرگی در پیش است که دست چپ به ییلاقهای " کَشَه مَرز" و " زَئرا سرا " می رود و دست راست به " تبلَئه دَرَه" می رسد که از اینجا گامها بر پهنۀ بزرگ ییلاق "آرنَنگا" گذاشته می شود. از تبلَئه دَرَه نیز دو راه در پیش است که راه دست چپ با نزدیک هزار گَـز راه به ییلاق آفیر می رسد. دست راست هم راه بزرگی است که به خاطر کَند و کول ها و برآمدگی ها و فرورفتگی های ویژه ای که دارد، به آن "کُـولَـه را" می گویند. کـوله را، پر از میوه های کوهی مانند گلابی، ولیک (ماملی)، آلوچه، ازگیل و سیاکوتیر می باشد. راهی دلنواز که آرام آرام نسیم خنک ییلاقی سر و روی آدمی را نوازش می دهد. دنبالۀ این راه پرپیچ و خم و زیبا ازکنار " نادرفی لاس" می گذرد و پس از طی چند پیچ به " شَلَمَه جار" می رسد. شلمه جار نیز یکی از ایستگاههای آسودن و غنودن و سخن گفتن و خبر دوسوبه دادن است؛ زیرا در این دکان همواره کسانی ییلاقی برای خرید یا گپ و گفت آمده اند که با دیدن کوچندگان، از رویدادهای گیلون(قشلاق) خبر می گیرند و نیز روندگان از باشندگان ییلاق، خبر رویدادهای ییلاقی را جویا می شوند. شلمه جار و دکان و دکاندار آن زنده یاد "باجی گُـلَه" داستانهایی دراز دارد که امیدوارم روزی بتوانم در بارۀ آن نیز چیزی بنویسم. پس از شلمه جار، دوراهی "سایَه دار" و " تُـئویَه لُئوم" در پیش است. دست راست به تُـئویَه لُئوم و سرراست به سایَه دار می رود. از دوراهی تا آبادی تُـئویَه لُئوم، کمی بیش از دو هزار گز راه است. از تُـئویَه لُئوم به "دَرَه مینََه" و از آنجا به "پاشتون" می رسد. این سه آبادی، پایگاه و پاتوق و چراگاه و بارگاه روستاییان خرفه کول است؛ هر چند شماری از لپندونی ها و سیاهمزگی ها و نصیرمحله ای ها نیز در آنجا چراگاه و خانه داشته اند و برخی هنوز هم دارند. از پاشتون یک راه از دست راست به ییلاق" لُـئوت" می رود و به " بَرزَه لئاشون" و "مینجانی" می رسد و راه دیگر از دست چپ به پِشتی سَر می رود. از دوراهی تُـئویَه لُئوم که راه سایَه دار و پِشتی سَر در پیش گرفته می شود، رفته رفته از پهنای دو سوی دماغۀ آرننگا کاسته می شود و بر شیب آن افزوده می گردد. اگر از دور به آن بنگریم، دماغه ای مثلثی شکل سرسبز و زیبا با دامنه ای از پوشش جنگلی و سری با پوشش استپی، با شیبی تند خواهیم دید که رأس هرم آن در دل کوههای بلند پیرامونش سر برکشیده است.

آنگاه که از دوراهی می گذری و می خواهی از سایَه دار به بالا بروی، اگر به پیرامونت بنگری، در سویۀ راست یا شمال و شمال غرب، در دوردست، میانکوه "چَرَه مَندَن "و سپس تپۀ بلند و سنگ معروف "سیادلفا لاس" در ییلاق "مِندَران" و از پس آنها کوههای ییلاق "سُوتَه" و "زَردَه خونی" به چشم می آیند. در سویۀ چپ یا جنوب، کوه "گرداو" و آبادی های ییلاقی سینه کش آن دیده می شوند. از پشت سر نیز کوه بلند " نِراوَه تک" سر برکشیده است. این دماغه را "سایَه دار" می نامند.

تا کمره های آن از درختان کهنسال راش پوشیده شده و هرچه به سر مخروط یا هرم نزدیک تر می شویم، از پوشش جنگلی کاسته می شود و به پوشش استپی می رسیم. کوچندگان و روندگان بومی برای آنکه شیب تند سایَه دار را با رنجی کمتر فراز و فرود روند، و حیوانهای باربر نیز از نفس نیفتند، راه را چنان پیچ و خم داده اند که راه رفتن در آن، دلنواز و جانبخش شده است؛ هرچند با این کار، راه کمی درازتر شده، ولی به زیبایی و جانفزایی آن می ارزد. آنگاه که شیب تند این دماغۀ بزرگ به پایان می رسد، راهی هموار در پیش روی نمایان می شود که استپ های دو سوی آن، زیبایی و چشم انداز ویژه ای به آن بخشیده است. آرام آرام به پشته ای خرم و دشت گونه می رسیم که یال(بند) مرزی گیلان و زنجان – از "بزَه بَرَه" تا "کَلَه بَند" را در پیش روی بیینده آشکار می کند. این پشتۀ سرسبز، "پِشتی سَر" نام دارد. در شمال آن پس از سرازیری تندی، ییلاق "پاشتون"، در جنوب ییلاق"سَرَندول" و در غرب، "کردَه قبرَه سر" و راه بزرگ طارم می باشد. راهی که کمی بالاتر، دو شاخه می شود؛ یک شاخۀ آن به راست به سوی ییلاق قدیمی"بازاری سر"، و یال و پهنۀ"چَنداچال" و سپس به یال بزرگ مرزی و "بزَه بَرَه" و از آنجا به آبادی های روستاییان ترک زبان طارم می رسد، و دست چپ نیز از بالای ییلاق پرآوازۀ "خونی" و از پای "کَلَه بند" می گذرد و از آنجا به درون مرز استان زنجان و ییلاقهای طارم می رسد و پس از طی یک شیب بلند به سر رودی می رسد که به آن " نمِکرَه ربار" گویند. این مقاله در آینده نزدیک کامل تر خواهد شد.

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی